|
ღ."".ღوبلاگــی واســـه عاشــــق هاღ."".ღ ♥♥♥عزیزانم اگه نظربدین خوشحال میشم.ممنون♥♥♥
| ||
|
من از عشق گفتم
تســــبــیح میشوم زیر انگشــــتانت آنقــدر مرا سرد کرد از خودش .. از عشق ..کــه حالا بــه جای دلبستن یخ بسته ام
آسمانم انتهایش قلب توست مهربان این آسمان از آن توست آسمانم هدیه ای از سوی من تا بدانی قلب من هم یاد توست
کاش زندگی شعر بود تا برایش یک دنیا شعر می سرودم تا با آهنگش در خلوت
کاش بودی تا سر به روی شانه های مهربانت می گذاشتم
جرم اینکه خیلی ساده بودم به زندان غمت افتاده بودم اگرچه حکم چشمانت ابد بود برای مرگ هم آماده بودم... سادگی را...! باران بهانه ای بود که زیر چتر تو تا انتهای کوچه بیابم کاش نه کوچه پایانی داشته باشد ونه باران بند بیاید. تورا بیشتر از آنچه تصور میکنی دوست میدارم. تورا بدجور میخواهم و تو بدجور میدانی
بی دوست شبی نیست که دیوانه نباشم! مستم اگر صاحب میخانه نباشم! ای دوست گر جان طلبی آن به تو بخشم از جان چه عزیزتر؟ بگو آن به تو بخشم |
||